عبد الله قطب بن محيى

417

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

عماد الدين محمد است ، نسخه كنند و به آن نوع اوراد نماز پنج وقت بخوانند و صلوات بسيار فرستند ، خصوصا شب جمعه و تلاوت هر روز قدرى فرمايند ) ، و زبان را به ذكر صرف كردن اولى دانند كه به هزل ، و تفكر و اعتبار در عجايب حكمت آفرينش اولى دانند از ضحك و لهو ، و با اهل لهو و باطل صحبت ندارند و از صحبت اهل تقوا و طاعت ملول نشوند و اگر ناصح مهربان سخنى درشت گويد به تنگ نيايند : گر به هر زخمى تو پركينه شوى * پس كجا بىصيقل آيينه شوى * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 174 - [ انفاق مؤمن و بخل منافق ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير عماد الملّة و الدّين محمد فى جواب الأسئلة سؤال از اين بود كه محبّان دنيا كه از عقب او به دوزخ مىروند چه كسان‌اند و نشانهء چنان محبت چيست و گناهكاران دل كه اگر خداى را ياد مىكنند ، خدا ايشان را به لعنت ياد مىكند ، كدام گناهكاران‌اند و چنين گناه چه نشان دارد ؟ و ديگر از معنى « اعوذ بك منك » كه در حديث وارد شده بعد از « فقرتين سابقتين » پرسيده بودند . جواب : آدمى يك چيز است و يك چيز ازآنجاكه او است جز يك چيز را نتواند بود ، و ما سواى آن چيز را اگر باشد به حسب قوّتى از قوا باشد نه به حسب كنه ذات خويش ، محبان دنيا كه از عقب او به دوزخ مىروند ، آنان‌اند كه به حسب كنه ذات محبّ دنيا باشند نه به حسب قوّتى از قوا ، و همچنين گناهكاران دل آنان‌اند كه مبدأ گناه در كنه ذات ايشان باشد نه در قوّتى از قوا و همچنين متكبران دل كه در حديث آمده كه « من كان فى قلبه مثقال ذرّة من كبر لم يرح رائحة الجنّة » آنان‌اند كه تكبر « حالّ » باشد در كنه ذات ايشان نه در قوّتى از قوا ؛ و نشان محبت دل دنيا را آن است كه با وجود ملاحظه اجر و تصوّر آن ، دل منشرح نشود به انفاق .